این روزا به مامانم زیاد فکر میکنم ازش خیلی دورم و خیلی دلتنگشم شاید الان کمی از احساساتشو میفهمم که وقتی میرم ایران چشاش از شادی خیس میشه و وقتی بر میگردم از دلتنگی، الان صبرشو حس میکنم که چقدر قشنگه .
خیلی دوست دارم مامان قشنگ و مهربون و صبورم و من و باز ببخش به خاطر همه اشتباهاتی که کردم وتو بخشیدی و الان میفهمم مامانی به پاکی و مهربونی تو داشتن بزرگترین نعمت وهدیه ای بود که خدا میتونست به من بده.
♥عاشقتم مامان نازنینم
No comments:
Post a Comment