Sunday, 6 April 2014

مادر

این روزا به مامانم زیاد فکر میکنم ازش خیلی دورم و خیلی دلتنگشم شاید الان کمی از احساساتشو میفهمم که وقتی میرم ایران چشاش از شادی خیس میشه و وقتی بر میگردم از دلتنگی، الان صبرشو حس میکنم که چقدر قشنگه .

خیلی دوست دارم مامان قشنگ و مهربون و صبورم و من و باز  ببخش به خاطر همه اشتباهاتی که کردم وتو بخشیدی و الان میفهمم مامانی به پاکی و مهربونی تو داشتن بزرگترین نعمت وهدیه ای بود که خدا میتونست به من بده.

♥عاشقتم مامان نازنینم

No comments:

Post a Comment