Tuesday, 8 April 2014

پایان 9 ماه انتظار

امروز 20 ژانویه 2012 ساعت 6 صبح رفتم اتاق زایمان برای استتقبال از فرشته قشنگم .
دکتر اومد معاینه کرد و 1 midwife کنارم بود تا نزدیکای ظهر کم کم دردهای من شروع شد من گازی تنفس میکردم تا دردم کمتر بشه ولی انقدر درد زیاد بود که بخاطر گاز زیاد داشتم بیهوش میشدم که midwife که پیشم بود گفت باید epidural بشی ، دردهام تموم شد دیگه چیزی حس نمیکردم و منتظر بودم و بابا هم کنارم بود که با بودنش همیشه بهم آرامش میداد.
انقدر منتظر موندیم تا فرشته کوچولوی ما ساعت 11.40 شب به دنیا آمد خدایا شکرت ،1 پسر سالم و زیبا و کوچولو عین فرشته ها.

                    ♥به زمین، بغل مامان وبابا خوش امدی.
                     قول میدیم تا زنده ایم مواظبت باشیم زندگی ♥

No comments:

Post a Comment